عبد الحي حبيبى
668
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
بزرگى كه پرچمهاى آن تا دوازده فرسخ ديده شدى ، همان بناييست كه هيون تسنگ ارتفاع آن را تا دو صد فت مينويسد . ستوپه عموما بناى مدورى به شكل نيم كره بوده و آن را از سنگهاى تراشيده و يا خشت پخته مىساختند ، كه گاهى در هند اشكال هرمى و برجى نيز داشته است . « 1 » ولى آنچه در سرزمينهاى غربى درياى سند تا آمو ساختهاند ، سقف ابنيه غالبا گنبدى بوده و از همينرو اكثر آن فروريخته و در مقابل حوادث طبيعى مخصوصا زلزله مقاومت نكرده است . سبك ابنيهء كابل و خراسان : صنعت بناى معابد و ستوپههاى بودايى تا دو قرن اول هجرى اسلامى در افغانستان دوام كرد و با نشر اسلام از بين رفت . اين صنعت مركب بود از عناصر هندى بودايى و آثار صنعت يونانى و بقاياى هنر بناسازى قديم خراسانى كه از مدنيت دورهء كوشانى و ساسانى باقى مانده بود . در قرن نخستين ميلادى ، آثار سبك تعمير پارس ، كه نمونههاى آن در ستونهاى پرسى پولس ( تخت جمشيد ) شيراز ديده مىشود ، تا اواسط هند رسيده بود ، و مخصوصا در ابنيهء قديم وادى گندهارا و پشاور فراوان به نظر مىآيد ، ولى اين اثر بعد از اسكندر باثر يونانى تبديل گرديد ، كه در ابنيهء كابل تا كشمير بر مجسمهها و ستونها پديدار است . و اين سبك تا اوايل عصر اسلامى دوام داشت ، كه بعدها اعراب فاتح سبك نيمه خراسانى و نيمه عربى را رواج دادند ، كه از ان جمله استعمال خشتهاى لعابى و كاشى از صنعت قديم پارس در ان دخيل بود . « 2 » هنگاميكه اعراب فاتح به خراسان و سرزمينهاى مجاور شرقى آن وارد شدند ، درينجا سبك خاص تعمير را يافتند كه غالبا همين سبك تعمير معابد و ستوپهسازى باشد . احمد بن يحيى بلاذرى ( متوفى 279 ه 892 م ) گويد : فاتح عربى عبد الرحمن
--> ( 1 ) - تمدن هند از گوستاولوبون ترجمه اردو 357 ( 2 ) - همين كتاب 363